توسعه مدیریت شهری

* بهروز درویش | استاد دانشگاه20141227122713467

مدیریت شهری فرآینده چند سویه و راهبردی است و به لحاظ کارکردی می‌تواند از میزان و بار مسائل و نارسایی‌های شهری کاسته و بستر مناسبی برای بهبود حیات عمومی‌شهروندان ورفاه نسبی آنها فراهم نماید. برنامه ریزان معتقدند که مشارکت باعث می‌شود شهروندان نسبت به تصمیم گیری‌های صورت گرفته در شهر مسئولیت پذیر گردند، یعنی حمایت عمومی‌از تصمیم گیری‌های اتخاذی از سوی مسئولان باعث می‌شود متولیان امر به راحتی برنامه‌های خودرا عملی نمایند. لذا واکاوی و شناخت عواملی که می‌توانند در گسترش مشارکت شهروندان در اداره امور شهرها موثر باشند، مشارکت شهروندان در عرصه‌های مدیریت شهری به منظورایجادتوسعه پایدار پرداخته شده است. براین اساس مواردی مانند متغیر سن شهروندان و مشارکت آنان در فرایند برنامه ریزی ومدیریت شهری، همبستگی اجتماعی شهروندان وسطح مشارکت آنان در مدیریت برنامه‌های شهری، مدت زمان زندگی آنان درمحله و تمایل به حفظ پایداری محل زندگی، نوع مالکیت در محل زندگی و … با میزان مشارکت سازنده شهروندان دربرنامه‌های توسعه محله ای وشهری ومشارکت در طرح‌های توسعه پایدار شهری رابطه مستقیم دارند. رشد و توسعه پایدار یک کشور در همه عرصه‌های داخلی و بین المللی در گرو رعایت حقوق شهروندی می‌باشد. در مدیریت شهری نوین و در جهانی که به طور فزاینده ای به سمت شهری شدن گام بر می‌دارد، مشارکت شهروندی جایگاه والایی دارد. برای تحقق این مهم شهرداری از طریق انجام مطالعات و پژوهش‌های اجتماعی ظرفیت‌ها و امور قابل واگذاری به شهروندان و بخش خصوصی را زمینه‌سنجی نموده و امکانات و منابع فنی و مالی لازم را در اختیار داوطلبین قرار داده است. مشارکت و دخیل کردن شهروندان در روند تهیه و اجرای طرح‌های برنامه ریزی ضامن موفقیت مدیریت شهری می‌باشد. جایگاه مشارکت شهروندی در برنامه ریزی شهر و همچنین تشریح مفاهیم مشارکت در این زمینه مهم است.مدیریت شهری یکی از مواردی است که امروزه شهرها و مسئولان با آن دست به گریبان هستند. در کشورهای در حال توسعه عدم اتخاذ سیاست‌ها و تدابیر مناسب و کارآمد در عرصه برنامه ریزی شهری نه تنها توسعه پایدار شهری و تحقق فرصت‌های بالقوه را به خطر انداخته، بلکه بتدریج منجر به معضلات اجتماعی، فرهنگی و بصری شده و بنیان‌های شهروندی را با چالش جدی مواجه ساخته است. مدیریت شهری در گذشته به صورت متمرکز (از بالا به پایین) بوده، به تدریج دولت‌ها دریافتند که با کمک گرفتن از ساکنین شهر می‌توانند نیازهای آن‌ها را بهتر شناخته و شهر را با مدیریت و تدبیر مطلوب تری اداره نمایند. در نتیجه الگوی مدیریت غیرمتمرکز (از پایین به بالا) جایگزین روش پیشین شد. اکنون مدیران و برنامه ریزان شهری همواره سعی
می‌کنند تا با جلب مشارکت‌های مردمی‌به اهداف خود در زمینه اجرای طرح‌ها و برنامه‌ها به بهترین نحو ممکن نائل آیند.
به طورکلی می‌توان گفت که در جهان امروز، به دلیل بحران‌های اقتصادی و بحران‌های زیست محیطی و عوامل عدیده دیگر، ضرورت وجودی مشارکت شهروندان در امور مختلف شهری احساس می‌شود.
توجه به نیازهای شهروندان و دادن آموزش‎های لازم به آنان، برنامه‎ریزی برای اوقات فراغت شهروندان و برگزاری همایش‎ها و هم‎اندیشی‎ها، گسترش اطلاع‎رسانی به شهروندان، تقویت روحیه اعتماد بین مردم و پاسخگو بودن مسئولین شهری، از جمله راه‎کارهایی است که می توان با تقویت و تاکید بر آنها، زمینه مشارکت افراد در امور شهر را فراهم ساخت.در عصر حاضر مشارکت در همه قلمروها نقش عمده ای دارد و شهروندان به صورت فردی و گروهی، خواهان حاکمیت بر سرنوشت خود هستند. مهمترین جنبه‌های مشارکت، فراهم آوردن پیش شرط‌های لازم برای استفاده از توانایی بالقوه مالی، علمی، فکری و… آنان است. اگر بخواهیم برای ایجاد مشارکت فعال شهروندان دنبال ابزاری مناسب باشیم، می‌توانیم جلب اعتماد شهروندان از سوی مسئولان شهری را مهمترین ابزار قلمداد کنیم. مسائل شهری به حدی از پیچیدگی محتوا و عملکرد رسیده اند که نیازمند استفاده از تمامی‌نیروهای شهروندی در فرآیند مدیریت کلان شهری می‌باشد و در کلیه مراحل طرح (قبل از اجرا، در حین اجرا و بعد از اجرا) مشارکت شهروندان نقش پر اهمیتی را بازی می‌کند.

You may also like...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *